فروش نسیه تا وقتی پول نیاید فقط روی کاغذ دارایی است. خیلی از کسبوکارها صورت سود و زیان را جشن میگیرند و بعد از عهدهٔ چک و اجاره برنمیآیند چون طلب در سن نود روز گیر کرده است. وصول مطالبات کار حسابداری صرف نیست؛ کار انضباط فروش و سقف اعتبار است. دفتر باید سن طلب، وعده پرداخت، چک مرتبط، و توقف فروش بالای سقف را نشان بدهد وگرنه پیگیری به تماسهای پراکنده در پیامرسان تبدیل میشود.
این نوشته برای فروشگاه و پخشی است که مشتری حقوقی و تعمیرگاهی دارد. مبنای تعهدی را در مقالهٔ تعهدی و نقدی جدا بخوانید؛ اینجا لایه نقد شدن همان درآمد است.
از فاکتور تا سن طلب
هر فاکتور نسیه باید سررسید داشته باشد. گزارش را بر اساس روز گذشته از سررسید ببینید: جاری، تا سی روز، سی تا شصت، شصت تا نود، بالای نود. جمع مانده بدون سن، مشتری خطرناک را پشت مشتری خوشحساب پنهان میکند. تفصیلی شخص باید با فاکتورهای باز بخواند؛ اگر سند بدون شخص دارید، اول کدینگ را درست کنید. چارت حساب.
دریافت را به فاکتور مشخص وصل کنید نه به «حساب ایشان». وصل نشدن، اختلاف برداشت میسازد: شما میگویید فاکتور مهر باز است، او میگوید واریز آبان را نزدهاید.
سقف اعتبار قبل از وصول
وصول سخت را از فروش بیسقف شروع نکنید. سقف اعتبار، توقف فروش، و مجوز مدیر برای استثنا، هزینه وصول را کم میکند. پخش این را جدیتر لازم دارد؛ حسابداری پخش. فروشنده نباید خودش سقف را بردارد تا کمیسیوناش قطعی شود.
چک، وعده، و پیگیری هفتگی
چک دریافتنی وصول نیست تا پاس شود. وضعیت و سررسید را در مقالهٔ مدیریت چک زنده نگه دارید. وعده شفاهی را در کارت شخص با تاریخ بنویسید؛ هفته بعد بدون تاریخ، همان وعده فراموش میشود. یک جلسه کوتاه هفتگی با لیست بالای سی روز، از تماسهای پراکنده مؤثرتر است. مسئول مشخص: فروشنده برای مشتری خودش، حسابدار برای ماندههای کهنه و اختلاف سند.
ذخیره و طلب سوختشده
طلبی که طرف مقابل قبول ندارد یا سالهاست حرکت نکرده، در ترازنامه دارایی سست است. برای شرکت کوچک لازم نیست مدل پیچیده؛ حداقل لیست کهنه را جدا کنید و در تصمیم نقدینگی صفر فرض کنید تا وقتی وصول شود. سوخت کردن طلب هزینه است و باید با مجوز مالک باشد نه با پاک کردن خام کارت شخص. ترازنامه کیفیت دارایی را در مقالهٔ ترازنامه از جمع دارایی جدا میکند.
مثال تعمیرگاه بدهکار
تعمیرگاه ۱۴۰ میلیون طلب باز دارد: ۸۰ میلیون فاکتور جاری، ۴۰ میلیون چهلروزه، ۲۰ میلیون چهار ماهه. ویزیتور میخواهد ۸۰ میلیون دیگر بفروشد. بدون گزارش سن، فقط «مشتری قدیمی» دیده میشود. با گزارش سن، ۲۰ میلیون کهنه باید قبل از فروش جدید تعیینتکلیف شود — وصول، چک، یا توقف. هزینه از دست دادن یک فاکتور کمتر از بزرگ شدن پرونده سوخت است.
ارتباط با سامانه و اختلاف فاکتور
اگر خریدار فاکتور نوع ۱ را در کارپوشه نمیبیند، وصول هم سخت میشود چون او خرید را در دفترش ندارد. اول وضعیت ارسال را درست کنید، بعد اصرار به پرداخت. ردشدهٔ رهاشده هم درآمد شماست هم طلب بیمدرک طرف مقابل. صورتحساب الکترونیکی.
سؤالات پرتکرار
سود نسیه را کم کنیم تا وصول نشود؟
نه. فروش رخ داده؛ ریسک را با سقف و پیگیری مدیریت کنید. پنهان کردن فروش، موجودی و مودیان را خراب میکند.
تخفیف تسویه زودتر
اگر سیاست است، روی سند دریافت یا فاکتور دیده شود. تخفیف شفاهی آخر ماه، کمیسیون و مالیات را بههم میزند.
چند شعبه یک مشتری
مانده را یکجا ببینید و سقف را روی جمع بگذارید. شعبه دوم نباید سقف را دور بزند.
وصول را به شرکت سوم بسپاریم؟
هزینه و مجوز قانونی را جدا بسنجید. در دفتر، پرداخت به وصولکننده هزینه است و دریافت از بدهکار کاهش طلب؛ قاطی کردن این دو، شخص را ناپاک میکند.
گزارش وصول با بانک نمیخواند
دریافت ثبتشده ممکن است چک در راه باشد. مغایرت بانک را جدا بگیرید. مغایرتگیری بانکی.
جمعبندی
وصول مطالبات یعنی سن طلب، سقف اعتبار، وصل دریافت به فاکتور، و جلسه هفتگی روی کهنهها. سود تعهدی بدون این لایه، نقدینگی را دروغ میگوید. این هفته فقط لیست بالای شصت روز را با نام مسئول روی میز بگذارید. همان یک برگه معمولاً چند وعده بدون تاریخ و یک فاکتور بدون شخص را بیرون میکشد.