نقطه سفارش عددی است که وقتی مانده قابل تعهد به آن میرسد، باید خرید را شروع کنید تا قبل از تمام شدن کالا، بار برسد. بدون این عدد، یا قفسه خالی میماند و فروش میپرد، یا از ترس خالی شدن بیش از حد میخرید و نقد در انبار حبس میشود. نقطه سفارش حدس نیست اگر کاردکس درست باشد: مصرف روزانه، زمان تأمین، و موجودی احتیاطی را میتوان نوشت. اگر کاردکس دروغ باشد، نقطه سفارش فقط یک عدد روی گزارش است که دیر یا زود بیاعتبار میشود.
پایه گردش در مقالهٔ کاردکس کالا است. اینجا از مانده، تصمیم خرید میسازیم.
فرمول ساده که برای فروشگاه کافی است
نقطه سفارش تقریباً برابر است با مصرف در زمان تأمین بهعلاوه موجودی احتیاطی. اگر روزی ۲۰ عدد میفروشید و تأمین پنج روز طول میکشد، صد عدد در راه نیاز دارید؛ احتیاطی را برای تأخیر و جهش فروش اضافه میکنید. عدد را از روی میانگین چند هفته واقعی بگیرید نه از روی یک روز شلوغ جمعه.
موجودی احتیاطی برای کالای فاسدشدنی باید کوچکتر باشد تا ضایعات نسازید؛ برای قطعه گران با تأمین نامطمئن میتواند بزرگتر باشد. یک عدد واحد برای همه کالاها یعنی هیچکدام درست نیست.
قابل تعهد، نه مانده خام
مانده قفسه منهای رزرو سفارش و منهای کالای معیوب، قابل فروش است. نقطه سفارش روی مانده خام، وقتی سفارشهای باز زیادند، دیر زنگ میزند. در پخش این را جدیتر بگیرید؛ حسابداری عمده. ویزیتور از قابل تعهد باید بفروشد نه از عدد انبار مرکزی که روی ماشین دیگری رزرو شده است.
حداکثر موجودی و خرید هیجانی
نقطه سفارش بدون سقف بالا، در تخفیف تأمینکننده به انباشت تبدیل میشود. حداکثر موجودی بگذارید: بیشتر از این نخر مگر با مجوز. در پوشاک فصل و در مواد غذایی انقضا، سقف از نقطه سفارش مهمتر هم هست. مقالهٔ پوشاک و سوپرمارکت همین ریسک را از زاویه صنف میگویند.
هشدار نرمافزار و مسئولیت خرید
گزارش «زیر نقطه سفارش» باید صاحب داشته باشد. اگر همه میبینند و هیچکس سفارش نمیدهد، عدد بیفایده است. کالای جدید بدون نقطه سفارش وارد قفسه نشود؛ حتی یک عدد تقریبی بهتر از خالی است. بعد از چند هفته با مصرف واقعی اصلاح کنید.
خرید را به فاکتور و ورود انبار وصل کنید تا نقطه سفارش بعد از سفارش در راه، دوباره زنگ نزند. کالای در راه باید دیده شود وگرنه دوبار سفارش میدهید.
مثال فیلتر پرفروش
مصرف میانگین ۱۸ عدد در روز، تأمین چهار روز، احتیاطی ۲۵. نقطه سفارش حدود ۹۷. مانده قابل تعهد ۸۰ است و ۳۰ تا در راه. اگر سیستم در راه را نبیند، دوباره ۱۰۰ تا میخرید و انباشت میسازید. اگر در راه را ببیند، هشدار خاموش میماند تا بار برسد. همین یک فیلد، نقد هفته بعد را عوض میکند.
سؤالات پرتکرار
برای همه کالاها از روز اول نقطه بگذاریم؟
اول بیست درصد کالا که هشتاد درصد فروش را میسازند. بقیه را تدریجی. پر کردن هزار عدد حدسی، گزارش را شلوغ و بیاعتماد میکند.
تأمینکننده گاهی سه روز است گاهی ده روز
زمان تأمین را محافظهکارانه از میانگین بدتر بگیرید نه از بهترین تجربه. یا موجودی احتیاطی را بزرگ کنید. خوشبینی در این عدد مساوی قفسه خالی است.
کالای فصلی
نقطه سفارش را با تقویم عوض کنید یا در پایان فصل غیرفعال کنید. عدد زمستانی برای کالای تابستانی در اردیبهشت انباشت میسازد.
تولید داخلی بهجای خرید
همان منطق: زمان ساخت بهجای زمان تأمین. مواد اولیه هم نقطه سفارش جدا میخواهند وگرنه خط برای پیچ میایستد در حالی که محصول ساخته نقطه دارد.
هشدار زیاد شد و کسی نمیخواند
یعنی نقطهها پاییناند یا کالاهای مرده هنوز هشدار دارند. لیست را هرس کنید. هشدار بیاقدام بدتر از نداشتن هشدار است چون عادت نادیده گرفتن میسازد.
جمعبندی
نقطه سفارش وقتی کار میکند که کاردکس راست بگوید، مانده قابل تعهد از رزرو جدا باشد، کالای در راه دیده شود، و یک نفر مسئول خرید زیر نقطه باشد. عدد را از مصرف واقعی بسازید و برای کالای فصلی عوض کنید. این هفته فقط ده قلم پرفروش را حساب کنید و هشدارشان را روشن کنید. همان ده قلم معمولاً بیشتر از بقیه قفسه فروش از دسترفته و نقد حبسشده میسازند.