بدهکار و بستانکار در حسابداری ایرانی دو برچسب ترسناک نیستند؛ دو سمت یک ترازو هستند. هر رویدادی که ارزش را جابهجا میکند، حداقل یک حساب را بدهکار و یک حساب را بستانکار میکند تا تراز آزمایشی نشکند. فروشگاهدار که میگوید «از بدهکار سر درنمیآورم»، معمولاً رویداد را درست میفهمد و فقط نام سمت را عوضی میگیرد. این مقاله با فاکتور فروش، دریافت بانک، خرید نسیه و هزینه اجاره همان نامها را به کار روزمره وصل میکند. جای درس دانشگاهی نیست؛ جای این است که صندوق و حسابدار یک زبان بشوند.
تراز را در تراز آزمایشی ببینید. تعهدی و نقدی را در تعهدی در برابر نقدی. دفتر در حسابیکس.
قاعده را از روی افزایش دارایی بگویید نه از روی حفظ کردن
دارایی وقتی زیاد میشود بدهکار میشود: موجودی کالا، بانک، طلب مشتری، اموال. وقتی کم میشود بستانکار. بدهی و حقوق صاحبان وقتی زیاد میشود بستانکار است: بدهی به تأمینکننده، تسهیلات، سرمایه، درآمد. وقتی کم میشود بدهکار. هزینه ذاتاً بدهکار است چون حقوق صاحبان را کم میکند. درآمد ذاتاً بستانکار است چون حقوق صاحبان را زیاد میکند. اگر این چهار جمله روی دیوار باشد، بیشتر اسناد فروشگاه بدون حفظ جدول ساخته میشوند.
اشتباه کلاسیک: «بدهکار یعنی بدهکاریم». در فارسی روزمره بدهکار یعنی مدیون. در دفتر، بدهکار کردن بانک یعنی پول به بانک آمده. این دو زبان را جدا کنید. به فروشنده بگویید سمت سند، به مشتری بگویید طلب و بدهی اشخاص. قاطی کردن این دو، آموزش را ماهها عقب میاندازد.
چهار رویداد که کل فروشگاه را میسازند
فروش نقدی کالای موجودیدار دو لایه دارد. لایه درآمد: بانک یا صندوق بدهکار، درآمد فروش بستانکار، و اگر ارزش افزوده دارید بدهی مالیات هم بستانکار. لایه بها: بهای تمامشده بدهکار، موجودی کالا بستانکار. بدون لایه دوم سود دروغ است. بهای تمامشده.
فروش نسیه همان است با این فرق که بهجای بانک، حساب دریافتنی یا تفصیلی مشتری بدهکار میشود. دریافت بعدی: بانک بدهکار، طلب مشتری بستانکار. این دریافت درآمد نیست؛ فقط شکل دارایی عوض شده است. کسانی که هر واریز را فروش میزنند، فروش را دو بار میشمارند.
خرید نسیه: موجودی کالا بدهکار، بدهی تأمینکننده بستانکار. پرداخت بعد: بدهی تأمینکننده بدهکار، بانک بستانکار. هزینه اجاره نقد: هزینه اجاره بدهکار، بانک بستانکار. اگر اجاره را از فروش کم کنید، درآمد را خراب کردهاید. هزینه جای خودش را دارد.
مثال عددی یک روز سوپر
صبح موجودی کالا مشخص است. ظهر فروش نقدی ۱۲ میلیون با بهای تمامشده ۸ میلیون. سند درآمد ۱۲ و بهای ۸، سود ناخالص ۴ قبل از هزینه. عصر خرید نسیه ۵ میلیون کالا. موجودی زیاد شده و بدهی تأمینکننده نشسته. غروب مشتری نسیه ۳ میلیون میآورد برای فاکتور هفته قبل. بانک زیاد شده، طلب کم شده، درآمد امروز نیست. اگر همه اینها در یک سطر «فروش روز» قاطی شود، نه موجودی درست است نه سود.
همین روز اگر ارزش افزوده روی فروش باشد، بخشی از آن ۱۲ میلیون بدهی سازمان است نه درآمد شما. ارزش افزوده فاکتور. در سامانه نوع صورتحساب جداست؛ در دفتر سمت سند همین قاعده است. نوع ۱ و ۲.
اشخاص؛ تفصیلی نه فقط کل
حساب دریافتنی کل میگوید چقدر طلب دارید. تفصیلی مشتری میگوید از کی. بدون تفصیلی، وصول شعار است. بدهکار کردن تفصیلی مشتری یعنی طلب او زیاد شده. بستانکار کردن یعنی طلب کم شده یا پیشدریافت آمده. پیشدریافت بدهی است نه درآمد تا کالا برود. پیشفاکتور و وصول.
کارت شخص در نرمافزار باید با همین منطق یکی باشد. ساختن مشتری جدید برای هر فاکتور، گردش بدهکار و بستانکار را خرد میکند و سقف اعتبار بیمعنی میشود.
آنچه نرمافزار باید قفل کند
کاربر صندوق نباید سند دو طرفه را دستی بسازد. فاکتور باید هر دو سمت را بسازد. حسابدار سند هزینه و افتتاحیه را میبیند. اگر سیستم اجازه دهد بانک را فقط بدهکار کنید بدون طرف، تراز میشکند. در دمو یک فاکتور بزنید و سند پشتش را باز کنید. اگر سند نیست، شما فاکتور فروشگاهی دارید نه دفتر. اکسل یا نرمافزار.
چکلیست خواندن یک سند
- جمع بدهکار با جمع بستانکار یکی است.
- حداقل دو حساب درگیرند.
- اگر کالا رفته، موجودی بستانکار شده و بها بدهکار.
- اگر پول آمده، بانک یا صندوق بدهکار است نه درآمد دوباره اگر فروش قبلاً زده شده.
- تفصیلی شخص با رویداد میخواند.
- مالیات روی فروش بدهی است نه درآمد.
- تاریخ سند با تاریخ رویداد یکی است.
- شرح برای آدم سهماه بعد قابل فهم است.
این هشت بند را روی سه سند امروز اجرا کنید. هر بند که شکست، همان را در آموزش هفته تکرار کنید نه کل کتاب حسابداری را.
تمرین روی کاغذ قبل از نرمافزار
یک برگ چهار ستون بکشید: رویداد، حساب بدهکار، حساب بستانکار، مبلغ. پنج رویداد واقعی دیروز را بنویسید. اگر برای دریافت نسیه ستون درآمد پر کردید، همان غلط رایج است. اگر برای خرید نقد فقط هزینه نوشتید و کالا در قفسه است، غلط دوم است. این برگ را کنار سند نرمافزار بگذارید. هرجا فرق دارند، یا سند را نفهمیدهاید یا نرمافزار فاکتور را به دفتر وصل نکرده است.
آموزش صندوق را با این برگ ندهید؛ با «کالا رفت، پول آمد، نسیه ماند» بدهید. آموزش حسابدار را با برگ بدهید. دو زبان، یک دفتر. قاطی کردن آموزش، هم فروشنده را میترساند هم سند را خراب میکند.
سؤالات پرتکرار
چرا بانک بدهکار میشود وقتی پول میآید؟
چون بانک دارایی است و دارایی با افزایش بدهکار میشود. زبان روزمره را کنار بگذارید؛ سمت سند را از روی نوع حساب بخوانید.
هزینه همیشه بدهکار است؟
ثبت هزینه بله. بستن هزینه در پایان دوره طرف دیگر دارد. در کار روز فروشگاه همان ثبت بدهکار هزینه و بستانکار بانک یا بدهی کافی است.
برگشت از فروش
درآمد کم میشود (بدهکار درآمد یا حساب برگشت)، دارایی کم میشود اگر وجه برگردد، موجودی برمیگردد اگر کالا برگردد. به فاکتور اصلی وصل کنید.
چند شرکت
هر پرونده ترازوی خودش را دارد. چندشرکتی.
باید همه کارکنان بدهکار بستانکار را حفظ کنند؟
صندوق رویداد را درست میزند. حسابدار سمت را کنترل میکند. آموزش صندوق با زبان رویداد است؛ آموزش حسابدار با زبان سمت.
جمعبندی
بدهکار و بستانکار یعنی ترازو: دارایی با افزایش بدهکار، بدهی و درآمد با افزایش بستانکار، هزینه بدهکار. فروش، دریافت، خرید و اجاره را با همین قاعده روی کاغذ بکشید بعد در نرمافزار نگاه کنید. امروز یک فاکتور نسیه و دریافت فردایش را سند کنید. اگر دریافت را دوباره فروش زدهاید، زبان دفتر هنوز با زبان صندوق یکی نشده است.